|
|
||
|
پیرو مسابقه قبلی باید به عرض برسانیم که هیئت داوران اسم نفر برگزیده را اعلام کرد بر این اساس ضمن تقدیر و تشکر از مدام و فریاد و اون چند نفری که از من تعریف کردن بهترین جواب مربوط میشه به خانم ناهید با کامنت : "يه خانومه با حاله كه داره شوهرشو از طبقه هفتم پرت ميكنه پايين" اما واقعا اینا به چی دارن نگاه میکنن منم نمیدونم از دل آرام به علت بیکاری مفرط درخواست میشود در اینترنت سرچ کند و جواب را در اختیار ملت فضول (بخوانید کنجکاو) قرار دهد. اما روان شناسی کامنت ها : ۱- هدیه : به همه چی و همه کس فکر میکنید بجز ازدواج . حس کاراگاهی خوبی دارید بهتر است برای خودتان یک حلقه بخرید تا چشم به حلقه مردم نداشته باشید . ۲- خانم خونه : انقد منفی باف نباشید شما میتوانید اطرافیانتان از جمله مانی را دوست داشته باشید. کشته شدن انسانها انقدرها هم که شما می خندید خنده نداره ها ۳-صالی: انقد جوگیر انتخابات شدید که هنوز کسی نتوانسته شما را خارج کند . همیشه دست بسینه مینشینید و احتمالا عروسیه شقایق که بشود شما بر سرش پول میریزید . در ضمن سوغاتی می خواهید بیاورید از خودتان مایه بگذارید نه دخترکان سنگدل بوشهری ۳- یه نفر: شما همه مردها را موجوداتی مرده و بی روح میدانید و این بخاطر این است که اعتماد ندارید به خود من و اخلاقیات خوب و مهربانی و اینام (در کل خیلی جیگرم) نگاه کنید حتما نظرتان عوض میشود. ۴-دل آرام : موجودی به معنای واقعی بیکار و فضول هستید . آخه مادر من! اون همه خانم و ول کردی اون لکه بنفش اون وسط و گرفتی؟ اونور آب فضول ها رو میدزدنا از ما گفتن ۵- ناهید : واقعا شما چی از جون مردا میخواین ؟ چرا انقد نفرت ؟ چرا انقد دسیسه ؟ چرا انقد دشمنی آخه ؟ بعدشم خانمی که شوهرشو پرت میکنه باحاله؟ ۶- اعظم تازه وارد: موجودی شرطی هستین تا کسی برای شما نمیرد برایش تب نمیکنید . بهتر است آدرس وبلاگتان را هم بذارید ۷- صبور: شما فکر میکنید همه مردها دلقک هستند؟ به سیرک و حرکات محیر العقول علاقه دارید . شاید اگر وبلاگ نویس نمیشدید حتما بند باز بودید ۸- سیرترشی: یعنی یک نابغه به تمام معنا الحق که رئیس نوابغ بودن برازنده شما است. فقط وقت تی تو حلق کنی ادمین و زیاد کنین ممنون میشم ۹- ساقی : شما حدس که نزدی انتظار داری روانشناسیتم بکنم؟ در کل همیشه به نظرات دیگران توجه میکنی و از مشورت کردن در تصمیماتت استفاده میکنی ۱۰- توت فرنگی: انقد حول میشی که یادت میره چی می خواستی بگی . عجول و کم طاقتی ۱۱- بچه تخسه : اگه دوتا فضول تو کل بلاگفا داشته باشیم دومیش تویی . افکارتم یکم مثبت کن انقد به مسایل خاک بر سری در تصاویر پیش رو توجه نکن ۱۲- من : شما اگه دنبال خدا میگردی اون بالا نیست ها . من همین دور و برا دیدمش . خدا ! خدا کجایی؟ ای بابا همینجا بودا ۱۳- فر: تورو خدا یکم خودتو تحویل بگیر . به جون تو اگه نگیری ناراحت میشما . ۱۴- شیما : شما بادمجان دور قاب چین میدونی چیه؟ آخه مادر من با این سن و سال شما نباید کامنت بذاری که تازه جایزه هم میخوای؟ باشه یه دست دندون مصنوعی با یه لیوان آب برات میخرم ۱۵- هستی: کی جرات داره هستی بانو و روانشناسی کنه؟ آقا من همینجا اعلام میکنم هرچی هستی بگه همونه . ته دیگ هم اصن لازم نیست طلایی باشه . چه معنی میده اصن ۱۶- اعظم: همیشه اصلیات را ول میکنید به فرعیات میپردازید. فیلم هم زیاد نگاه نکنید . یکم آشپزی یاد بگیری بد نیستا ۱۷- امید : به هیچ عنوان شکاک نیستید! اهل غر و نق زدن؟ ابدا بچه ای مگه ؟ همیشه نسبت به همه چی نگاه مثبت داری و از این مثبت اندیشی فیض میبری . از سفرهای زیارتی و مذهبیت کم کن یکه برو پاتایا و اینا ۱۸- ادمین : آقا مارمولک به تمام معنا . یه مارمولک کچل رو در نظر بگیر که هی از سر و کولت بالا میره و به خاطر مزاحمت قبلا دمش و چیدن یدونه تی هم تو حلقشه، اون تویی ۱۹- مهتاب: دیدگاه متفاوتی دارید همیشه سعی میکنید خودتان را متفاوت تر از بقیه نشان دهید . آخه چرا اینجوری رفتی بچه؟ تنت میخواره؟ ۲۰- مریم : برای هر مشکلی یه رابطه منطقی پیدا میکنید . سعی میکنید همه چیز رو ساده و بدون حاشیه ببینید. ۲۱- مدام جان بابا! اون همه مواد خالص بهت دادم باز داری نا خالص مصرف میکنی؟ اخه من برم اون بالا این دخترا اینجوری زنده میمونن؟ همگی از خوشتیپی و خوش هیکلی من غش میکنن پسرم ۲۲- مسعود جان آخه چرا میخوای با آبروی مردم بازی کنی؟ اون پایین هیچ خبری نبوده من سوال کردم . ۲۳- ای فتنه : شما عادت داری همیشه مشتری مردم و بپرونی؟ اصن چرا حسود ی می کنی شما هم بالا رو نگاه کن اگه کسی حرفی زد ۲۴- مستانه : یک موجود محتاد که چندین ساله تو ترکه! اصنم خودشیفته نیس ۲۵- ستاره: یک جوجه ۱ کیلویی را فرض کنید بعد وزن زبانش به تنهایی ۹۰۰ گرم باشد میشود ستاره ! حیف من که میخواستم معصومی نژاد و بفرستم ایران تو رو بجاش ببرم اونجا! آخه به من میاد اهل پیچ باشم ؟ ۲۶- عروس مار : دیگه از اسمت معلومه دیگه رفتی تو خانواده مار و اژدها و گودزیلا و اینا ... فقط میتونم بگم خدا به دادشون برسه ۲۷- کنتراست : باید کمی نگاهتان را بهبود ببخشید و واقعیات را درست تر ببینید . بینید شاهزاده با خر نمی آید که بلکه آنکه خود را با این جمعیت زنان در گیر کرده خر است که با یه چیز رونده می آید. ۲۸-رویا : شما حدست که نمیاد . حوصله هم که نداری پس فقط می خواستی ما رو دق بدی دیگه با اون الوک هات. شما این کم حرفی هاتو یکم با خودت بیار تو مهمونی ها تا لااقل دوستات دس به سینه نشینن ۲۹- پیازداغ: جان من ! این ادمین کچل و نصف کنم بگو اون بالا چیکار میکردی ؟ ۳۰- همش فکر میکنی فرار مغز ها شدی . واسه همین مدام دیگران را در حال فرار میبینی . به زندگی امید داری شایدم به امید زندگی داری ولی در کل نگاه مثبتت به اطراف قابل تحسینه
پی نوشت : ۱ - دوستان عزیز و عزیزان دوست. مدتی در خدمت شما نخواهم بود امیدوارم از شوخی ها و مزاح های بنده کدورتی به دل نگرفته باشید . تمام سعیم این بود که شاید گاهی لبخندی بنشانم بر لبان مهربانتان . اما گاهی شاید به خطا رفتم و به هجو گرویدم .بر من ببخشید کاستی هایم را. ۲- مراقب شادی هاتون باشید و همیشه لبخند بزنید ۳- زت زیاد + تاريخ پنجشنبه 1391/01/31ساعت 21:21 نويسنده مانی |
به نظرتون اینا دارن به چی نگاه میکنن ؟ به بهترین جواب جایزه نفیسی داده میشود و تمامی جواب ها در پست بعدی روانشناسی میشوند
+ تاريخ شنبه 1391/01/19ساعت 12:27 نويسنده مانی | قدما آورده اند روزی شیخی را مریدان احاطه کرده بودند و از کلمات قصار او مستفیض می شدند و بهره ای وافی و کافی می بردند در همین اسنا بود که مریدی گفت : یا شیخ ما را پندی ده که راهنما باشد شیخ گفت : الان پندم نمی آید تو هم وقت گیر آوردی ها مرید چون بسیار کنه بود و گویی می خواست شیخ را بپیچاند گفت : یا شیخ پس ما را ذکری مهم یاد دهید که در هنگام مشکلات به کار بریم شیخ نگاهی به قیافه مارمولک مرید انداخت و در دم به کنه مقاصد پلید او پی برد. پس گفت : هر گاه شما را مصیبتی بس عظیم فرا گرفتی و عالم و آدم را یارای کمک رسانی به شما نبودی و از همه چیز و همه کس نا امید شدی ، به صحرا در آمده و جامه دوخته از تن بر کنده و با خاک تیمم کرده و در زیر آفتاب سوزان نشسته مقداری خاک بر سر خود ریخته ، تسبیح به دست گرفته ، با خلوص نیت هزار بار بگویید به "ت. خ. م .م" حتما حاجت روا بشدی مریدان همگی از این ذکر شیخ جامه ها بدریدند و گشت ارشاد همه را دستگیر کرد پی نوشت: ۱- من الان افسرده ام! ۲- جدن شما من و میبینید یاد کدوم شخصیت کارتونی می افتید؟ ۳- زت زیاد + تاريخ دوشنبه 1390/12/08ساعت 20:8 نويسنده مانی | قدما آورده اند روزی شیخی در جمع مریدان خود در یک "گودبای پارتی" (ترجمه : خداوند حافظ پارتیان است) نشسته بود و از افاضات خود مریدان را مستفیض می نمود . مریدان که فرصت را غنیمت شمرده بودند هر سوالی که در ته اعماقشان یا در اعماق تهشان مانده بود از شیخ میپرسیدند و شیخ نیز تند تند جواب های تلگرافی (چاپار خیلی خیلی تند رو در حد لالیگا) میداد تا بتواند زودتر از حلقه مریدان سبیل کلفت خارج شود و به بقیه تفریحات سالمش برسد. اما حلقه مریدان بزرگ و بزرگتر میشد و شیخ را بسیار احاطه می کردند تا جایی که شیخ احساس کرد گودبای پارتی تبدیل شده است به میتینگ مشاوره حقوقی خانوادگی جنسی پزشکی انتخاباتی تبلیغاتی و اینا . پس رو به مریدان کرد و گفت : لیدیز اند جنتلمن . مریدان همگی با تعجب شیخ را نگاه می کردند . شیخ سریع لحن خود را تغییر داد و گفت : یعنی آقایان و خانمها . مریدان هلهله کنان گفتند بله یا شیخ . شیخ رو به میزبان کرد و گفت بسیار مهمانی قابلی تدارک دیده اند مخصوصا آهنگ سوسن خانم بسیار به محفل وجهه روحانی داده است پس فرصت را غنیمت شمارید و از این لحظات روحانی تلمذ کنید و دست از سر کچل ادمین نه دست از سر من بردارید . بابا جان من گشنمه نمیذارید یه کوفتی از گلومان پایین رود دههههههه . مریدکی خام و ناپخته همچون کودکی در گهواره خسبیده به سن و سال ادمین ورقلمبیده از جایش بلند شد و گفت : یا شیخ مرا سوالی است بسی مهم که اگر جوابش را بدهید به احترامتان یه دور بابا کرم نه یعنی رقص سما خواهم نمود . شیخ گفت : زود باش بچه مریدک گفت : شیخ چگونه می توانم به جهنم و بهشت ایمان بیاورم در حالی که نمی توانم آن را درک کنم ؟ شیخ نگاه سفیه اندر عاقلی به مریدک کرد و خواست بگوید که : آخه بچه جان الان وسط این بخور بخور و سوسن خانم و دود و اینا جای این سوالاست ؟ اصن مگه من تبیانم که پاسخ به مسائل شرعی داشته باشم؟ بزنم شل و پلت کنم؟ اما از آنجایی که شیخ بسیار نکته سنج ونکته بین و نقطه چین و اینا بود یه نیم نگاهی به اطراف انداخت و دید که جمعیت نرم تنان مشغول تفریحات سالم خود هستند و هواسشان نیست گفت : ای مریدک بگو ببینم آیا تو مجردی؟ مریدک پاسخ داد که بله یا شیخ اما در صدد معیل شدن هستم . شیخ گفت : خب هر زمان که متاهل شدی خواهی فهمید که بهشت و جهنم وجود دارد . الان همچون ماهیی هستی که به دنبال آب می گشت . اما بعد ازدواج خواهی فهمید که به اسفل السافلین گرفتار گشته ای و از بهشت خارج شده ای . آن هنگام است که به بهشت و جهنم ایمان میاوری. مریدان همگی مدهوش این پاسخ شیخ ماندن و جامه ها... چیزه ... ندریدند چون خانواده رد میشد از اونجا ولی در کل خیلی کف کردند . و اما شیخ برای اینکه محفل را کنترل کند گفت: حالا همه دستا بالااااااااا برید وسط یالا پی نوشت : ۱- طولانی بودندش به من هیچ ربطی ندارد الکی غر نزنید یکم از امید فوق خورده ای ( به قول علی کازا) یاد بگیرید که اهل غر زدن نیست حتی در خواب . ۲- کسی قراره به من یه جا کلیدی بده ؟ جا کلیدیم شکسته ۳- یه روز یه استقلالی میره کتابفروشی میگه: ببخشید آقا کتاب قهرمانی استقلال دارید؟یارو میگه: نه، ما کتابهای تخیلی نمی فروشیم! ۴- تولد بزرگ جوجه بلاگفا، پر حرف ترین موجود کره زمین، کافی شاپی قهار، رها کوچولو مبارک زتتان خیلی زیاد + تاريخ پنجشنبه 1390/11/13ساعت 16:31 نويسنده مانی | |
||